مگر می‌شود بیایی حرم

و این چای خوش‌عطر را نچشی؟

چایی که طعمش دل‌چسب است؛

نه آن‌قدر شیرین که دل را بزند،

نه آن‌قدر بی‌مزه که چیزی در جانت نماند.

انگار فقط همین‌جا درست می‌شود،

با جادویی که جای دیگری پیدایش نمی‌کنی.

نمی‌دانم در دم‌کردنش چه هست؛

اما از همان جرعه‌ی اول،

نفسَت آرام می‌شود.

انگار خستگی‌ها

بی‌صدا از تن و روحت بیرون می‌روند

و جایشان را به آرامشی عمیق می‌دهند.

این فقط یک چای نیست.

شبیه یک آغوش گرم است؛

یک «خوش آمدی»

از خود آقا.

هر جرعه‌اش

بوی مهربانی می‌دهد.

امام رضا (ع)،

قربانت بروم که همیشه پناه من بوده‌ای.

هر بار که به حرمت می‌آیم

خستگی‌هایم را

با یک نگاهت

از یاد می‌بردم.

۹ خرداد ۱۴۰۲

#یادداشت‌های_مامان_دوقلوها