با اینکه فقط یه سنگه، اما آرامشی داره که هیچ‌جای دیگه پیدا نمی‌شه. شاید چون می‌دونم همین خاک، جسم مادرم رو در آغوش گرفته. هر بار که اینجا می‌ایستم، حضورش رو حس می‌کنم؛ چیزی که فقط دل می‌فهمه، نه عقل.

مثل کسی که چیزی جا گذاشته و دوباره برمی‌گرده تا پیدایش کنه… من هم هر بار که اینجا میام، انگار تکه‌ای از خودم رو پیدا می‌کنم؛ تکه‌ای که فقط همین‌جا، کنار مادرم، کامل می‌شه.

دوشنبه ۳ آبان ۱۴۰۴