شب آرزو ها
امشب، شب آرزوهاست و یادم میآید
سال گذشته تمام آرزویم سلامتی تو بود
و اینکه سایهات بر سرم بماند.
اما امسال آرزوهایم
در خاک خوابیدهاند.
مادر...
🕊🕊💔🕊🕊💔🕊🕊💔
یک هفته گذشته است؛
هفتهای سرد و برفی.
دستهگل نرگسی که بر مزار مادرم گذاشته بودم،
هنوز ایستاده است؛
تازه و مقاوم، بیهیاهو.
هر بار که به نرگسها نگاه میکنم،
یاد دستهایی که پناهم بودند و روزهای خوش گذشته با تو، مادر، زنده میشود.
۴ دی ۱۴۰۴
#یادداشتهای_مامان_دوقلوها
+ نوشته شده در جمعه پنجم دی ۱۴۰۴ ساعت توسط مامان دوقلوها
|